آنگاه که روی ماه خورشید 

گرفتار سیاهی ابر شد 

آنگاه که جنگ باد و درخت بید 

همراه با غرش رعد شد 

آنگاه که بادبادک سفید 

بند اسارتش را برید 

سیزده ساله بودم گویی 

اشک در چشمانم حلقه زد 

صدایی درونم نعره زد 

به آسمان اعتماد کن 

زمین در پی زایشی دوباره است 

به آسمان اعتماد کن 

قطره ای آرام به روی گونه ام غلطید...

با تو هستم 

ای سلام صبح 

خورشیدتر از آفتاب 

و نرم تر از نرمی برف زمستان 

با تو هستم 

ای امید کودک در جستجوی نان 

قراری هست آیی 

پس نگاه ها خیره است 

و دستها لرزان 

با تو هستم 

پس طلوعی باش 

بر غروب سرد بی پایان 

لباس جنگل و قلب کویر و ظهر تابستان 

با تو هستم 

منجی غائب 

سبزپوش سبز دوران 

معنی انسان 

با تو هستم  

نیست حرفی و کلامی 

هرچه باشد 

صحبت مشت است و این دندان...

از حالا تا به قیامت 

پی عشق تو میگردم 

نمیخوام کسی بفهمه  

که چه اشتباهی کردم 

پی عشق روز اول 

پی اشتباه آخر 

پی اون حقیقتی که  

مونده از این همه باور 

نمیخوام بی تو یک لحظه 

رنگ دنیا رو ببینم 

عادت همیشم اینه 

که به انتظار بشینم 

تو تو اوج آسمونی 

من اسیر این زمینم 

تو تو قله امیدی 

اما من خسته ترینم 

سخت از تو دل بریدن 

سخت بی تو پر کشیدن 

ای نفس همراه من باش 

تا به آرزو رسیدن....

اینورا غصه فراوونه رفیق 

چشای آدما گریونه رفیق 

آخه اینجا دلا توی زندونه 

غم تو زندون چه فراوونه رفیق 

کسی اینجا آخه عاشق نمیشه 

عاشقه داغ شقایق نمیشه 

عاشقی تو قصه و حکایته 

قصه اینجا چه فراوونه رفیق 

کی میای به فتح زندون دلم 

آخه اینجا نفسای اخرم 

ناجی همیشگی ای همه کس 

ای رفیق سفرم جون ونفس 

من دیگه فرصت موندن ندارم 

فرصت مرثیه خوندن ندارم 

قصمون داره به آخر میرسه 

بی تو اما چه غریبونه رفیق 

میرم اونجا جایی که هیچ کسی نیست 

اونجا که زندگی آسونه رفیق....

جهت ارتباط با نویسنده به iman_vejdani@yahoo.com ایمیل بزنید.

سلام بر همه دوستان عزیز و محترم 

من ایمان هستم.گاهی جایی پایی بده ۲خط شعری ترانه ای یا حرف عاشقانه ای می گم که شاید نمونه توی دلم بهانه ای...